تبلیغات
استاتوس های فیسبوکی - رابطه نامشروع حامد و تاوان یك هوس ؟!
 
استاتوس های فیسبوکی
آرشیو روزانه استاتوس های زیبای فیسبوک
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ÆÊЧ
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 25 بهمن 1390 :: نویسنده : ÆÊЧ
رابطه نامشروع حامد و تاوان یك هوس ؟!



متن کامل خبر در ادامه مطلب...

روی ادامه مطلب کلیک کنید...

حامد را به خاطر رابطه نامشروع به شلاق و تبعید محكوم كردند. او كه همسر و فرزند دارد، می‌گوید اتهام رابطه نامشروعی كه با یك دختر به او وارد شده،‌ درست نیست؛ اما آنچه باعث شده كه این جوان چنین حكمی دریافت كند، خودكشی دختری است كه حامد با او رابطه داشته. این جوان در شعبه 79 دادگاه كیفری استان تهران محاكمه و محكوم شده است.
حامد خیلی ناراحت است و می‌گوید مرتكب هیچ‌جرمی نشده، حتی با مقتول رابطه نداشته و نمی‌داند كه این دختر چرا خودكشی كرده است.
گفت‌وگوی ما را با حامد بخوانید.

اتهام رابطه نامشروع داشتی اما حكمی كه برایت در نظر گرفتند مشمول قانون مشدده‌ هم شده است چرا؟

نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاده، من حتی فكر نمی‌كردم بخواهند به شلاق هم محكومم كنند؛ چرا این اتفاق افتاده اصلا نمی‌دانم.

قبول داری كه با دختر جوان رابطه داشتی؟

نه اینطور نیست، من و سارا رابطه‌ای با هم نداشتیم، او فقط همكار من بود.

اما مداركی در پرونده وجود دارد كه مشخص است تو با او رابطه داشتی؟

من نمی‌دانم این مدارك از كجا آمده، سارا هم فوت كرده و نمی‌توانم از او بپرسم این مدارك را از كجا آورده است.

یكی از مهم‌ترین مداركی كه علیه تو وجود دارد، عكس‌هایی است كه با مقتول گرفتی. اگر شما رابطه‌ای نداشتید این عكس‌ها به چه دلیل گرفته شده است؟

من اصلا در جریان این عكس‌ها نبودم، هرجا كه با سارا می‌رفتم به بهانه‌ای از من چندین عكس می‌گرفت، من اصلا نمی‌دانستم چرا این كار را می‌كرد.

از او نپرسیده بودی كه چرا از تو عكس می‌گیرد؟

فكر نمی‌كردم مهم باشد، فكر می‌كردم همین‌طوری از من عكس می‌گیرد.

این عكس‌ها در جاهای مختلفی گرفته شده از شمال كشور گرفته تا چند امامزاده، شما با هم در این مكان‌ها چه می‌كردید؟

یك عكس را كه در شمال گرفتیم خانواده‌ام با من بودند. یك روز سارا به من زنگ زد و گفت كه حتما باید من را ببیند، گفتم من شمال هستم. گفت كار واجبی دارد و من گفتم كه نمی‌توانم به تهران برگردم آنقدر اصرار كرد كه من هم گفتم اگر می‌خواهی من را ببینی بیا شمال، او هم آمد و این عكس را در آنجا گرفتیم.

خب چرا كارش را تلفنی نمی‌گفت؟

نمی‌دانم، اصرار داشت بیاید.

وقتی آمد چه گفت؟

چیزی نگفت چند عكس گرفتیم و بعد برگشت.

از او نپرسیدی كه این همه اصرار برای چه بود؟

حرفی نزد. بعد هم رفت. خانواده من در جریان آمدن او بودند.

عكس دیگری هست كه به نظر می‌رسد در یك امامزاده گرفته شده، این عكس از كجا آمده است؟

در این عكس هم ما به اصرار سارا به امامزاده‌ای در اطراف تهران رفتیم؛ همانجا سارا اصرار كرد و ما عكس گرفتیم.

چرا با او به امامزاده رفتی؟

اصرار داشت كه با هم برویم، او پدر نداشت و به من اصرار می‌كرد كه كمكش كنم.

تو به همه دخترانی كه پدر ندارند كمك می‌كنی؟

نه سارا همكار من بود.

رابطه تو و سارا در چه حدی بود؟

در حد همكاری بود.

در كدام محل كار دو همكار با هم به شمال و امامزاده و جاهای دیگر می‌روند، مگر ممكن است شما دو همكار باشید و سفرهای مختلف با هم رفته باشید؟

سارا اصرار می‌كرد، او می‌خواست من با او بروم؛ اگر او اصرار نمی‌كرد من كاری نداشتم.

چرا در میان آن همه همكار فقط به تو اصرار می‌كرد؟

چون به من اعتماد داشت، می‌دانست من از او سوءاستفاده نمی‌كنم.

چرا سارا خودكشی كرد؟

من نمی‌دانم، خودم هم شوكه شده بودم. مادرش به من خبر داد و گفت كه سارا خودكشی كرده، من واقعا نمی‌دانستم باید چه كنم.

تو قول ازدواج به او نداده بودی؟

من خودم زن و بچه دارم، نمی‌توانستم به كس دیگری قول ازدواج بدهم.

اگر زن و بچه داری و تا این حد هم آنها را دوست داری، چرا با سارا به مسافرت و تفریح می‌رفتی؟

سارا خودش از من می‌خواست كه به مسافرت برویم و می‌گفت كه پدر ندارد و از من می‌خواست كه كمكش كنم.

یعنی تو نقش پدر سارا را داشتی؟ تو كه خودت دو تا سه سال از او بزرگ‌تر هستی؟

خب به هر حال كمكش می‌كردم و قصدی هم نداشتم.

مادر سارا می‌گوید، او قبل از این‌كه خودكشی كند با كسی دیدار داشته است.

من در جریان نبودم، نمی‌دانم.

آثار رابطه روی بدن مقتول دیده شده.

در جریان آن هم نبودم و نیستم، نمی‌دانم او با چه كسی رابطه داشت.

سارا در چه سمتی در دفتر شما كار می‌كرد؟

او منشی بود و كارهای مدیر را انجام می‌داد. اگر هم ما می‌خواستیم به دیدار مدیر برویم باید سارا برای ما هماهنگ می‌كرد.

دوستان سارا گفته‌اند كه تو و سارا همدیگر را دوست داشتید و با هم رابطه داشتید؟ ضمن این‌كه گفته‌اند قرار بود شما با هم ازدواج كنید، در این‌باره چه می‌گویی؟

نه این حرف درست نیست، من هیچ‌وقت به سارا زنگ نمی‌زدم، او بود كه از من كمك می‌خواست. همكارانم از خودشان حرف درمی‌آورند و همین حرف‌ها هم باعث شد كه من گرفتار این پرونده شدم.

گفته شده قبل از این‌كه سارا خودكشی كند، با تو دیدار كرده و به او گفته‌ای حاضر نیستی همسرت را رها كنی، این درست است؟

من اصلا در جریان خودكشی سارا نبودم، مادر سارا با من تماس گرفت و گفت كه در بیمارستان است و سارا خودكشی كرده. من اصلا نمی‌دانستم چه باید بكنم، كاملا شوكه بودم.

یعنی تماس از طرف تو نبود؛ چون مادر سارا مدعی شده كه تو با گوشی سارا تماس گرفتی كه به او التماس كنی، اما مادرش جواب داده و به تو گفته است كه او خودكشی كرده‌؟

نه این‌طور نیست، مادر سارا در جریان كارهایی كه من برای دخترش می‌كردم، بود؛ او می‌دانست كه من رابطه خاصی با او ندارم، به هر حال او ناراحت است و برای این‌كه دنبال دلیل برای خودكشی دخترش می‌گردد، من را متهم می‌كند.

یك روز بعد از خودكشی سارا، یكی از دوستان مشترك شما به خانه سارا رفته و از مادرش خواسته یك عكس كه لای كتاب اوست به او بدهد؛ وقتی مادر سارا كتاب را باز می‌كند، می‌بیند این عكس متعلق به توست. ضمن این‌كه پیامك‌هایی هم در مورد شما وجود داشته كه شغلی نبوده، در این‌باره
چه می‌گویی؟

نه من این‌كار را نكردم، اگر هم عكس مال من و سارا بوده من در جریانش نبودم؛ چون سارا از من زیاد عكس می‌گرفت. پیامك‌ها هم از سوی سارا بود و به من ربطی ندارد من هیچ پیامكی به او ندادم.

همچنان منكر رابطه هستی؟

من فكر نمی‌كردم كاری كه می‌كنم رابطه نامشروع باشد و بی‌اطلاعی من باعث شده چنین كاری بكنم. اگر هم علاقه‌ای بوده؛ یكطرفه بوده چون من علاقه خاصی به سارا نداشتم. احتمالا او من را دوست داشته و وقتی فهمیده كه دیگر نمی‌تواند روی من برای ازدواج حساب كند، خودكشی كرده، شاید هم دلیل دیگری داشته‌. من همسرم را خیلی دوست دارم، بچه‌ هم دارم، من می‌خواهم زندگی‌ام را حفظ كنم و نمی‌خواهم خوشبختی‌ام را از دست بدهم.

حرفی با مادر سارا نداری؟

من خیلی متاسفم كه سارا خودكشی كرده و می‌دانم كه او چقدر ناراحت است؛ اما در خودكشی او هیچ نقشی نداشتم. شاید سارا من را دوست داشت اما من هیچ‌وقت به او ابراز علاقه نكردم و امیدوارش هم نكردم. فكر می‌كنم كه او با كس دیگری رابطه داشته.

مادر سارا نباید به خاطر ناراحتی خودش من را نابود كند. زن و بچه من گناهی ندارند، این حكم یعنی نابودی مطلق زندگی من؛ البته خدا را شكر زنم فهیم است و می‌خواهد به من كمك كند و گفته كه تا پایان این پرونده پشت من خواهد ایستاد.






نوع مطلب : اخبار جنجالی و خواندنی روز، 
برچسب ها : رابطه نامشروع حامد، استاتوس های فیسبوکی، پست های فیسبوکی، مطالب فیسبوکی، جملات فیسبوکی، نوشته های فیسبوکی،
لینک های مرتبط :

جمعه 8 اردیبهشت 1396 11:28 ق.ظ
Wonderful beat ! I would like to apprentice while
you amend your website, how could i subscribe for
a blog website? The account aided me a acceptable deal. I had been tiny bit acquainted of this your broadcast
offered bright clear idea
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر